محل تبلیغات شما

محمد رضا حاج رستمبیگلو شاعری است که به عنوان شاعر برایش احترام بسیاری قائلم. به نظرم کسی است که در ادب معاصر ایران شخصیت موثری است و میتوان بعدها از او یاد کرد و عرق ریزیهای ادبی اش را به تحلیل نشست. پیگیرانه تلاشهای ادبی اش را نیز دنبال میکنم. چندی پیش هم که میخواستم در باب شکنجه بنویسم از او اجازه گرفتم که کمی درباره او بنویسم. میتوانم درک کنم که این سالها چقدر او را رنجانده اند. از بازداشت و شکنجه هایی مثل اینکه سیگار روی صورتش خاموش کرده اند گرفته تا این روزها که مثل مهدی ، از یار و دیار آواره شده است و از دختر دلبندش جدایش کرده اند. اینها دردناک است اما چندی یکبار در صفحه اش فحشی میکشد به دین و آیین و نایین مردم. فحاشی اش به شخصیتهای ی مدنظرم نیست که چه بسا خودم هم موافقش باشم. اما توهین و فحاشی اش به عقاید مسلمانان و شیعیان موجه به نظر نمی رسد. همین امروز با حامد عسگری گفتگویی مجازی داشتند که او گفته بود تو نانخور این حکومتی و کسانی را تبلیغ میکنی که بر گرده این مردم نشسته اند و عسگری هم گفته بود که چگونه آزادی بیانی است آزادی بیان تو، که حق گفتن را از من میگیرد؟

شخصا شاید به برخی از این دوستان و شاعرانِ ـ به قول خودشان آیینی ـ نقد دارم. چه حامد عسگری باشد چه جواد شرافت باشد چه حمید رضا برقعی و. باشد. با همه رفاقتم با اینها نقدهایم را شنیده اند. آزددی بیان گاهی ابزار است در دست این عزیزان. لام تا کام از آنسوی داستان حرف نمیزنند. تمام دوران کاری شان را زیر و رو کنی یکبار هم نقدی به قدرت نکرده اند. اگر هم پاسخی نداشته اند نهایتا سکوت پیشه کرده اند. با ایشان هماره مباجثه و مجادله داشته ام اما میخواهم این بار با رستمبیگلو حرف بزنم.

سخنان او  مرا یاد حرفهای شاملو می اندازد که طبعا مطالعاتی تخصصی دین پژوهانه نداشت و بعد از عمری مقاله ای خوانده بود درباره عاشورا و به قول خودش فهمیده بود عاشورا در زمستان اتفاق افتاده و آمده بود میگفت: "اصلا عاشورا در زمستان بوده و هوا سرد بوده و این همه داغ و عطش دروغ است؟"

در بزرگی شاملو نمی توان تردیدی کرد اما وقتی قرار باشد در رومه نگاری و ادبیات کوچه و ترجمه و لورکا و موسیقی ایرانی و دین اسلام و فردوسی و ضحاک و حافظ و. ـ همه و همه ـ نظر بدهی، همین میشود دیگر! حرفهای صدمن یک غاز هم کم نمیزنی. مثل نامجو که با همه علاقه مفرطم به موسیقی اش، اخیرا نظریات کشکی درباب تمدن ایرانی از او صادر شد.

رستمبیگلو در جایی از این گفتگو در توجیه توهین اش به عقاید شیعیان میگوید: "شما که به یزید و شمر اهانت میکنید حق ندارید به من ایراد کنید"! البته سخنش سخن عجیبی است که وامیگذارم به وجدان خودش و به داوری شما. اما به فرض هم که سخنش درست باشد نمی تواند توجیهی باشد بر بی اخلاقی ما. اینکه کسانی به یزید (که البته مرجع معنوی هیچ کسی نیست) فحاشی میکنند، نمیتواند مبنایی باشد برای فحاشی به کسانی که مقدسات دینی بخش قابل توجهی از مردم اند.

رستمبیگلو قطعا نمی تواند به این قلم انگ دولتی بودن بزند. سالهاست که در شعر و ادب کار کرده ام و آنقدر سرم به کار خودم مشغول بوده که قطعا در این ورطه اسم مرا هم نشنیده است. سالها پیش به بیت رهبری هم دعوت شده ام و نرفته ام. شعر آیینی هم گفته ام و در بوق و کرنا نکرده ام. اصلا جز در جوامع شعری و تخصصی شعرهایم را نخوانده ام و به دست انتشار نسپرده ام. ادعایی هم ندارم، شاید اصلا شاعر خوبی نباشم اما قطعا در این حوزه بی مایه نیستم. نوشته هایم هم بعضا منتشر شده و موضعم مشخص است. کم نیستند نقدهایم بر تنه قدرت.

جالب آنجاست که رستمبیگلو در جایی مینویسد: "نزدیکانش مذهبی اند اما نماز جمعه را هم به دلیل مصادره شدن از سوی درباریان، تحریم کرده اند."

قصد تزکیه حامد عسگری ها را ندارم. سوگیری اینان بر کسی پوشیده نیست اما میخواهم به محمدرضاخانی که دوستش دارم بگویم: برادر! به احترام همان کسانی که خودت میشناسی که دین دارند اما بر طبل ت نمیکوبند، زبان در کام کش و به عقایدشان فحاشی نکن!

تحسین گریزی؟ و دنبال این نیستی که کسی در خصوصی برایت قلب بگذارد؟ دست مریزاد، اما اگر کسی باشی که در تاریخ زبان این کشور و تمدن نامی از تو می ماند، قطعا تاریخ این فحاشی ها را نیک داوری نخواهد کرد. این را میگویم چون شغلم وکالت است و گاهی از کسانی چون تو دفاع کرده ام و همچنان خواهم کرد.

به احترام شعرت از پا برمیخیزم.

مهدی رضوی

خوابهای شگفت انگیز آدمها

عشق یا نیاز (در حاشیه ازدواج)

وقتی گربه بوزَرجُمِهر جان داد

هم ,اند ,ام ,فحاشی ,اش ,کرده ,ام و ,و به ,کرده اند ,حامد عسگری ,اش به

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

آبجی بزرگم، دلیل زندگیمه...!